|
ميشنوي.اين طپش طبل ماست.باش و ببين تا كه چه طوفان كنيم
|
مرضیه مهدوی:
چند سال پيش در كانون اصلاح و تربيت، وقتي از يك نوجوان ۱۳-۱۴ ساله خواستم قصه زندگيش را تعريف كند، دستش را زد زير چانهاش و خنده تلخي كرد و گفت: قصه آدمهاي بدبخت مثل هم است.
همهاش از فقر شروع ميشود. قصه آدمهاي خوشبخت است كه هر كدامش يك جور است. آدمهاي خوشبخت هزار تا قصه دارند، اما آدمهاي بدبخت فقط يك قصه دارند. همه بدبختاند.
و بعد، از فقر گفت. از فقر مادي كه براي گذر خوب است و نه براي ماندن. در فقر مادي است كه فرد در حال عبور از آن، رشد ميكند و خودش را بالاميكشد، به شرطي كه توي فقر گير نيفتد!
جالب است كه و مدتهاي طولاني است كه بحث بر سر خط فقر است و تعيين ميزان عدد رقمي براي خط فقر. در يك برنامه تلويزيوني هم چند وقت پيش، يك مسئول آگاه حرف جالبي زد و گفت بايد نگاهمان را تغيير بدهيم. فقر به معني گدايي كردن نيست. البته كه نيست.
اما ادامه فقر آيا فرد را به گدايي،فحشا و انواع متنوع بزهكاري نميكشاند؟
وقتي در جامعهاي زندگي ميكنيم كه بنا به يك اظهار نظر غير رسمي دريافت حقوق پايينتر از ۷۸۰ هزار تومان در ماه به منزله زير خط فقر زندگي كردن است و آمار تقريبي اعلام شده در روزنامهها حكايت از حدود ۱۲ ميليون نفري كه زير خط فقر زندگي ميكنند دارد، سؤالهايمان را از كدام مسئول بايد بپرسيم تا جوابي قانعكننده بشنويم؟
ديروز در مغازهاي، خانمي را ديدم كه پاركينسون داشت و اشك چشمش خشك نميشد.همسرش را از دست داده بود، در منزلي كار ميكرد و خودش ساكن يكي از محلههاي حاشيه تهران بود. ميخواست دخترش را كه خواستگار هم داشت، شوهر بدهد، براي اينكه يك نانخور از سرش كم بشود.
اما گريه ميكرد كه براي مراسم سادهاي كه قرار بود فاميل خودش، دور هم جمع بشوند، حتي قادر به تهيه يكشام ساده هم نبود. نميدانست از چه كسي كمك بخواهد؟ و نميخواست دست به سوي هر كسي دراز كند.
ميخواست همچنان صورتش را با سيلي سرخ نگه دارد و اشكهايش را با چادر رنگورورفتهاش پاك و فقرش را پنهان و آبرويش را حفظ كند.
چند نفر از اين آدمها را ميشناسيم؟ همه ما كه انصافاً آدمهاي دستبه خيري هم هستيم، لااقل چندنفري از چنين آدمهايي كه اطرافمان پنهاناند را ديدهايم اما حتي سعي در شناسايي آنها نكردهايم.
چون ما هم به حفظ حرمت و آبروي افراد علاقه داريم. خط فقر هم موضوع جالبي است. مثل نرخ همه اقلام مورد مصرف در زندگيمان روزبهروز بالاتر ميرود اما عدد حقوقمان تغيير چنداني نميكند.
دلمان ميخواهد مقصر را بشناسيم. به همديگر پرخاش ميكنيم. همديگر را مقصر ميدانيم. غرغر هم ميكنيم اما، گذراست راهحلي نيست كه نيست. خسته ميشويم از هدر دادن انرژي، از حرف زدن و حتي اعتراض كردن و بعدتر از غرغر كردن و تسليم ميشويم.ميپذيريم.
چون چارهاي نميبينيم. اگر نكنم چه كنم؟ اگر نخرم چگونه زندگي كنم؟ و به فقر كه چندشآورترين وجه زندگي براي تحقير شخصيت هر انساني است خو ميگيريم، عادت ميكنيم.
نفرتانگيزترين ويژگي زندگي عادت كردن است و ما عادت ميكنيم و اگر نكنيم چه كنيم؟ تا كجا تا چه زمان دست و پا بزنيم كه در چنبره فقر، اسير نشويم و با هر دست و پا زدني، بيشتر در آن فرو ميرويم.
قاعدتاً فقر هم تعريفي دارد، اما تعريف زندگي زير خط فقر، تحقيري آشكار به شخصيت تمامي افرادي است كه شغلهاي مختلفي دارند و پايه حقوق آنها را وزارت كار تعيين ميكند. فقر را در شكلهاي متنوعي ميبينيم.
در خوراك، كه متأسفانه اشكآورترين وجه زندگي است، در پوشاك كه مصداقش روي آوردن به لباسهاي دست دوم خارجي و ايراني است. در بهداشت كه پودر گران شده فعلي و مواد شوينده، داستان خندهداري برايش تعرف كرده.
در پزشكي و بيماري كه قصه طولاني زجر روحي و درد جسمي را همه ميدانيم و بالاخره حق بيمهاي كه ميپردازيم وهر سال گرانتر از سال قبل ميشود و اگر يك روز در پرداختش تأخير كنيم با قطع بيمه مواجهيم اما با پرداختش هيچ خدماتي دريافت نميكنيم. در فرهنگ كه بهتر است راجع به آن كمتر بگوييم. در...
به فقر عادت ميكنيم و ميپذيريم. نه براي اينكه بپذيريم كه فقيريم. براي اينكه راه چارهاي نداريم. واقعاً چارهاي براي فقرزدايي ميشود؟ چاره چيست؟
20 درصد مردم زير خط فقر
علي عسگري، معاون اقتصادي معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رئيسجمهور، اعلام كرده كه 20 درصد از مردم ايران زير خط فقرند.
او در نشستي با عنوان بررسي وضعيت اقتصادي كشور كه از سوي معاونت سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها با حضور تشكلهاي دانشجويي برگزار شد گفته بود: طبق شاخص اقتصادي اعلام شده حدود 20 درصد جمعيت زير خط فقر هستند.به گفته او بيش از 60 درصد درآمد در اقتصاد دست 20 تا 30 درصد جمعيت است و بقيه درآمد دست افراد ديگر است.

ماموريت غيرممكن
با اينهمه اظهار نظرهاي گوناگون با موضوع خط فقر بهنظر ميرسد وزارت رفاه انجام ماموريتي غيرممكن را پيش گرفته است. وزير رفاه و تامين اجتماعي سال گذشته در پاسخ به پرسشهايي با موضوع خط فقر تلاش كرد با دادن پاسخهايي كوتاه و مبهم خبرنگاران را از سر خود باز كند.
بهنظر ميرسد مصري سعي ميكرد تا گفتوگو درباره خط فقر را به نقطه كوري بكشاند تا پس از آن بتواند با بستن باب اين گفتوگو بحث را به فراموشي بسپارد.
او ابتدا اعلام خط فقر را كاري بيهوده خواند و با اصرار بر اينكه محاسبه شدن يا نشدن اين خط دردي را دوا نميكند از موضعي بالا برخورد كرد.چندي پس از آن در پاسخ به اين پرسش تكراري با لبخندي گفت كه حالا شما فكر كنيد خط فقر همان عددي است كه ميخواهيد و با كوتاه كردن بحث باز هم به دفاع پرداخت.
وزير اما گامهاي بعدي را اندكي سنجيدهتر برداشت، او اينبار اعلام كرد كه در هيچكجاي قانون به وزارت رفاه تكليف نشده تا خط فقر را اعلام كند.
امسال پس از آنكه دولت تعيين و اعلام خط فقر را تا پايان ارديبهشت بر عهده دولت نهاد وزير رفاه اعلام كرد كه خط فقر را فقط به مسئولين اعلام خواهد كرد و پس از آن نيز اظهار نظر در اينباره را بر عهده مدير روابط عمومياش كه سخنگوي وزارتخانه نيز هست واگذار كرد.با اين حساب بهنظر ميرسد وزير رفاه انجام ماموريتي غيرممكن را بر عهده گرفتهبود، ماموريت ايجاد بنبست خط فقر.
به امید حذف خط فقر و اختلاف طبقاتی
منابع:
یاران
http://dariush-0-or-1.blogfa.com
http://dariushariya.blogfa.com
http://jashne-deltangi.blogfa.com


آلبوم: کهن دیارا
خواننده: داریوش
تعداد آهنگها:3
مدت زمان آلبوم:34:28
سال انتشار:؟؟؟؟؟
1. کهن دیارا
خواننده: داریوش
ترانه سرا:نادر نادرپور
آهنگساز:محمد زمانی
تنظیم:آرمن آهارونیان
مدت زمان:12:44
كهن ديارا، ديار يارا دل از تو كندم ولي ندانم
كه گر گريزم كجا گريزم وگر بمانم كجا بمانم
كهن ديارا(كهن ديارا)
ديار يارا( ديار يارا)
دل از تو كندم ولي ندانم
كه گر گريزم كجا گريزم وگر بمانم كجا بمانم
نه پاي رفتن نه تاب ماندن چگونه گويم درخت خشكم
عجب نباشد اگر تبرزن طمع ببندد در استخوانم
دراين جهنم گل بهشتي چگونه رويد چگونه بويد
من اي بهاران ز ابر نيسان چه بهره گيرم كه خود خزانم
(كهن ديارا) كهن ديارا
( ديار يارا) ديار يارا
(دل از تو كندم ولي ندانم) ولي ندانم
(كه گر گريزم كجا گريزم و گر بمانم كجا بمانم)
صداي حق را سكوت باطل در آن دل شب چنان فروكشت
كه تا قيامت دراين مصيبت گلو فشارد غم نهانم
كبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نيست
كه تا پيامي به خط جانان ز پاي آنان فرو ستانم
ز پاي آنان فرو ستانم
(كهن ديارا) كهن ديارا
( ديار يارا) ديار يارا
دل از تو كندم ولي ندانم
كه گر گريزم كجا گريزم وگر بمانم كجا بمانم
آه اي ديار دور، اي سرزمين كودكي من
خورشيد سرد مغرب برمن حرام باد تا آفتاب توست در آفاق باورم
اي خاك يادگار اي لوح جاودانه ايام
اي پاك اي زلال تر از آب و آينه
من نقش خويش را همهجا در تو ديدهام
تا چشم بر تو دارم در خويش ننگرم
اي خاك زرنگار، اي بام لاجوردي تاريخ
فانوس ياد توست كه در خوابهاي من زير رواق غربت همواره روشن است
برق خيال توست كه گاه گريستن در بامداد ابري من پرتو افكن است
اينجا هميشه روشني توست رهبرم
اي زادگاه مهر اي جلوهگاه آتش زرتشت
شب گرچه در مقابل من ايستاده است
چشمانم از بلندي طالع به سوي توست
وز پشت قلههاي مه آلوده زمين
در آسمان صبح تو پيداست اخترم
اي ملك بيغرور اي مرز و بوم پير جوان بختي اي آشيان كهنه سيمرغ
يك روز ناگهان چون چشم من ز پنجره افتد بر آسمان
ميبينم آفتاب تورا در برابرم
سفينه دل نشسته در گل
چراغ ساحل نميدرخشد
( نميدرخشد، نميدرخشد )
در اين سياهي سپيدهاي كو كه چشم حسرت در او نشانم
سپدهاي كو، سپيدهاي كو
الا خدايا گره گشايا به چاره جويي مرا مدد كن
( الا خدايا، الا خدايا )
بود كه بر خود دري گشايم غم درون را برون كشانم
چنان سراپا شب سيه را به چنگ و دندان درآورم پوست
كه صبح عريان به خون نشيند بر آستانم در آسمانم
چنان سراپا شب سيه را به چنگ و دندان درآورم پوست
كه صبح عريان به خون نشيند بر آستانم در آسمانم
كهن ديارا ( كهن ديارا )
ديار يارا ( ديار يارا )
به عزم رفتن دل از تو كندم
ولي جز اينجا وطن گزيدن نميتوانم، نميتوانم
نميتوانم، نميتوانم
2. بمان مادر
خواننده: داریوش
ترانه سرا:نادر نادر پور
آهنگساز:احمد پژمان
تنظیم:بابک افشار
مدت زمان:12:09
تلنگر ميزند بر شيشهها سرپنجه باران
نسيم سرد ميخندد به غوغاي خيابانها
دهان كوچه پر خون ميشود از مشت خمپاره
فشار درد ميدوزد لبانش را به دندانها
زمين گرم است از باران خون امروز
زمين از اشك خونآلوده خورشيد سيراب است
ببين آن گوش از بُن كنده را در موج خون مادر
كه همچون لاله از لالاي نرم جوي در خواب است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا ميباردت از آسمان بر سر
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا ميباردت از آسمان بر سر
در ماتمسراي خويش را بر هيچكس مگشا
كه مهماني بغير از مرگ را بر در نخواهي ديد
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
زمين گرم است از باران بيپايان خون امروز
ولي دلهاي خونين جامگان در سينهها سرد است
مبند امروز چشم منتظر بر حلقه اين در
كه قلب آهنين حلقه هم آكنده از درد است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا ميباردت از آسمان بر سر
نگاه خيره را از سنگفرش كوچهها بردار
كه اكنون برق خون ميتابد از آيينه خورشيد
دوچشم منتظر را تا به كي بر آستان خانه ميدوزي
تو ديگر سايه فرزند را بر در نخواهي ديد
نخـواهي ديد، نخـواهي ديد
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا ميباردت از آسمان بر سر
ببين آن مغز خونآلوده را آن پاره دل را
كه در زير قدمها ميتپد بي هيچ فريادي
سكوتي تلخ در رگهاي سردش زهر ميريزد
بدو با طعنه ميگويد كه بعد از مرگ آزادي
زمين ميجوشد از خون زير اين خورشيد عالم سوز
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود امروز
زمين گرم است از باران بيپايان خون امروز
ولي دلهاي خونين جامگان در سينهها سرد است
مبند امروز چشم منتظر بر حلقه اين در
كه قلب آهنين حلقه هم آكنده از درد است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا ميباردت از آسمان بر سر
نگاه خيره را از سنگفرش كوچهها بردار
كه اكنون برق خون ميتابد از آيينه خورشيد
دوچشم منتظر را تا به كي بر آستان خانه ميدوزي
تو ديگر سايه فرزند را بر در نخواهي ديد
نخـواهي ديد، نخـواهي ديد
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا ميباردت از آسمان بر سر
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
3. در این بن بست
خواننده: داریوش
ترانه سرا: احمد شاملو
آهگساز:بابک افشار
تنظیم:احمد پژمان
مدت زمان:9:35
دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را ميپويند مبادا شعلهاي در آن نهان باشد
دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را ميپويند مبادا شعلهاي در آن نهان باشد
روزگار غريبيست نازنين، روزگار غريبيست نازنين
و عشق را كنار تيرك راهبند تازيانه ميزنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
روزگار غريبيست نازنين، روزگار غريبيست نازنين
و در اين بنبست كج و پيچ سرما
آتش را به سوختوار سرود و شعر فروزان ميدارند
به انديشيدن خطر مكن روزگار غريبيست
آن كه بر در ميكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد
دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را ميپويند مبادا شعلهاي بر آن نهان باشد
دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را ميپويند مبادا شعلهاي بر آن نهان باشد
روزگار غريبيست نازنين، روزگار غريبيست نازنين
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
آنك قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحي ميكنند و ترانه را بر دهان
كباب قناري بر آتش سوسن و ياس
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
ابليس پيروز مست سور عزاي ما را بر سفره نشسته است
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد

آلبوم: مسبب
خواننده: داریوش - گوگوش
تعداد آهنگها: 8
مدت زمان آلبوم:45:21
سال اننتشار:1998
1. مسبب
خواننده: داریوش
ترانه سرا: معینی کرمانشاهی
آهنگساز:عماد رام
تنظیم:عماد رام
مدت زمان:5:57
سبب گر بسوزد
مسبب تو هستي
سبب ساز اين جهان تويي
در اين حال مستي صفا كردهام
تو را اي خدا من صدا كردهام
از اين روزگاري كه من ديدهام
چه شبها خدايا خدا كردهام
نهادم سر سجده بر خاكت
تو را اي خدا من صدا كردهام
كه از من نگيري صفاي دلم را
به راه محبت تو داري خدايا
چها كردهام
سبب گر بسوزد
مسبب تو هستي
سبب ساز اين جهان تويي
ز دست كه آيد كه دستم بگيرد
مرا سايه امان تويي
در اين حال مستي صفا كردهام
تو را اي خدا من صدا كردهام
از اين روزگاري كه من ديدهام
چه شبها خدايا خدا كردهام
نهادم سر سجده بر خاكت
تو را اي خدا من صدا كردهام
2. زهره
خواننده: داریوش
ترانه سرا:؟؟؟؟
آهنگساز:محمد حیدری
تنظیم:؟؟؟؟؟
مدت زمان:8:32
رخت خواب مرا مستانه بنداز
پيچ پيچ ره ميخانه بنداز
عزيزم سوزن دست تو بودم
ميون پنجه و شصت تو بودم
نازنينم مه جبينم
بخوابم بلكه در خوابت ببينم
ياد از آن روزي كه بودي زهره يار من
دور از چشم رقيبان در كنار من
خالي و خاليست جايت اي نگار من
در شام تار من
آخر كجايي زهره
ياد داري زهره آن روزي كه در صحرا
دست اندر دست هم گردشكنان تنها
راه ميرفتيم در بين شقايقها
بود عالم ما را لطف و صفايي زهره
چون يقين كردي كه در عشقت گرفتارم
سخت گشتي از من و كردي چنين كارم
خود نكردي فكر آخر نازنين يارم
من همچو تو دارم آخر خدايي زهــــــــــره
بود هنگام غروب آن روز افق زيبا
ايستاديم از براي ديدنش آنجا
تكيه تو بر سينهام دادي سر خود را
گفتي و گفتمها بس رازهايي زهــــــــره
3. سقف
خواننده: گوگوش
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:بابک افشار
تنظیم:واروژان
مدت زمان:4:18
سقف ما هر دو يه سقف ديوارهامون يه ديوار
آسمون يه آسمون بهارهامون يه بهار
اما قلبهامون دوتا دستهامون از هم جدا
گريههامون تو گلو خندههامون بيصدا
نتونستم نتونستم تو رو بشناسم هنوز
تو مثل گنگي رمز توي يك كتيبهاي
كه هميشه با مني اما برام غريبهاي
هنوزم ما ميتونيم خورشيد رو از پشت ابر صدا كنيم
نميتونيم؟
ميتونيم بهار رو با زمين خسته آشنا كنيم
نميتونيم؟
هم شب و هم گريهايم درد تو درد منه
بگو هم غصه بگو ديگه وقت گفتنه
بغض ما نميتونه اين سكوت رو بشكنه
مردم از دست سكوت يكيمون حرف بزنه
4. بالای نی
خواننده: داریوش
ترانه سرا: شهریار قنبری
آهنگساز:عبدی یمینی
تنظیم:محمد زمانی
مدت زمان:7:51
وقت از ني كر شدن
وقت عريانتر شدن
گم شدن پيدا شدن
بي در و پيكر شدن
رد شو از هر نابلد
در عبور از فصل بد
رو به اين بيمنظره
اين غزل كش اين جسد
اين همه بيخاطره
اين همه بيپنجره
خيل خود جلاد تلخ
اين زلال باكـــره
بشنو از ني پاي مي
بشنــو از بالاي ني
بشنو از ني پاي مي
بشنــو از بالاي ني
تار يــار ما به دار
خلوت ما بيحصار
مسلخ سبــزينهها
جنگل بيبرگ و بار
بشنو از اين زخم جان
بشنو از اين ناگـهان
بشنو از من بيدريغ
در حضـــور غايبـان
رد شو از آوار برگ
رد شو از فصل تگرگ
رد شو از اين زمهرير
رد شو از ديوار مرگ
پر كن از مي ناي ني
بغض سيل آساي ني
بشنو از دل ذرهها
بشنــــو از آواي ني
وقت از ني كر شدن
وقت عريانتر شدن
گم شدن پيدا شدن
بي در و پيكر شدن
بشنو از ني پاي مي
بشنــو از بالاي ني
بشنو از ني پاي مي
بشنــو از بالاي ني
تار يــار ما به دار
خلوت ما بيحصار
مسلخ سبــزينهها
جنگل بيبرگ و بار
بشنو از اين زخم جان
بشنو از اين ناگـهان
بشنو از من بيدريغ
در حضـــور غايبـان
رد شو از آوار برگ
رد شو از فصل تگرگ
رد شو از اين زمهرير
رد شو از ديوار مرگ
پر كن از مي ناي ني
بغض سيل آساي ني
بشنو از دل ذرهها
بشنــــو از آواي ني
وقت از ني كر شدن
وقت عاشقتر شدن
گم شدن پيدا شدن
وقف يكديگر شدن
بشنو از ني پاي مي
بشنــو از بالاي ني
بشنو از ني پاي مي
بشنــو از بالاي ني
5. منتظر
خواننده: گوگوش
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:بابک بیات
تنظیم:محمد اوشال
مدت زمان:4:05
مثل اسم خودم اين رو ميدونم
ميدونم كه يك نفر يه روز مياد
ميدونم كه وقتي از راه برسه
هرچي كه خوبه واسه من هم ميخواد
درها رو باز ميكنم پنجرهها رو ميشكنم
مژده ديدنش رو تو كوچهها جار ميزنم
وقتي از راه برسه با بوسهاي
قفل اين غمستون رو باز ميكنه
من رو تو يه شهر ديگه ميبره
با هواي تازه آشنا ميكنه
درها رو باز ميكنم پنجرهها رو ميشكنم
مژده ديدنش رو تو كوچهها جار ميزنم
توي اين خونه دربسته
توي اين صندوق سربسته
همه آرزوهام دور ميشه
ميون ديوارهاي سنگي
ميون اينهمه دلتنگي
شوق زندگي ازم دور ميشه
يه نفر داره مياد ديوارها رو برداره
يه نفر داره مياد زندگي رو مياره
درها رو باز ميكنم پنجرهها رو ميشكنم
مژده ديدنش رو تو كوچهها جار ميزنم
توي اين خونه دربسته
توي اين صندوق سربسته
همه آرزوهام دور ميشه
ميون ديوارهاي سنگي
ميون اينهمه دلتنگي
شوق زندگي ازم دور ميشه
تو اوني اون يك نفر
اي هم شب تن خسته
ميتوني كليد باشي
واسه درهاي خسته
درها رو باز ميكنم پنجرهها رو ميشكنم
مژده ديدنت رو تو كوچهها جار ميزنم
درها رو باز ميكنم پنجرهها رو ميشكنم
مژده ديدنت رو تو كوچهها جار ميزنم
درها رو باز ميكنم پنجرهها رو ميشكنم
مژده ديدنش رو تو كوچهها جار ميزنم
6. چی بگم
خواننده: داریوش
ترانه سرا:بابک بیات
آهنگساز:بابک بیات
تنظیم:آرمن آهارونیان
مدت زمان:5:25
چي بگم وقتي که آفتاب نمي تابه
وقتي بارون نميباره
وقتي مرغ زخمي شب
روي ديواراي خونمون ميناله
وقتي ديواري به دستي نميلرزه
دل سلاخي از اين بغض پر از خون نميترسه
چي بگم
زندگي با اين همه غم نميارزه، نميارزه
زندگي با اين همه غم نميارزه، نميارزه
چي بگم
وقتي قناري تو بهارم نميخونه
توي آسمون ابري
يه ستاره نميمونه
وقتي حوضا پر خون دستها بستهست
شعر آزادي رو هيشکي نميخونه
چي بگم
زندگي با اين همه غم نميارزه، نميارزه
زندگي با اين همه غم نميارزه، نميارزه
با تو آسان ميشد از دست سياهيها گريخت
رو به سوي ظلمت شبهاي بيفردا گريخت
بي تو اي آزادي اي والا کلام
گر نباشي در ميان بايد که از دنيا گريخت
7. مثل تو
خواننده: گوگوش
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگساز:بابک بیات
تنظیم:واروژان
مدت زمان:3:55
صداي تو بيداري بيشه
آواز سبز برگه
صداي تو پر وسوسه مثل
شبخوني تگرگه
صداي تو آهنگ شکستن
بغض يه دنيا حرفه
تصويري از آواز صريح
قنديل نور و برفه
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو من رو باور نکرد
هيچکي با من مثل تو
توي نقب شب من سفر نکرد
هيچکي مثل تو نبود
ساده مثل بوي پاک اطلسي
يا بلوغ يه صدا
ميون دغدغه دلواپسي
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو نبود
تو غرورت مثل کوه
مهربونيت مثل بارون مثل آب
مثل يه جزيره دور
مثل يه دريا پر از وحشت خواب
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو نرفت
هيچکي مثل تو نموند
شعرهاي تنهاييم رو
هيچکي مثل تو نخوند
همه حرفهام مال تو
همه شعرهام مال تو
دنياي من شعرمه
همه دنيام مال تو
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو نبود
هيچکي مثل تو نبود
8. من و دل
خواننده: داریوش
ترانه سرا:مسعود امینی
آهنگساز:بابک افشار
تنظیم:واروژان
مدت زمان:5:18
شبها وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم
واسه هم قصهاي از روز جدايي ميخونيم
ميگم اي دل، دل آلوده به درد
اگه روزي بكشم ناله سنگ
آه و نالم ميگيره دومنشو
آتش عشق ميسوزونه تنشو
شبها وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم
واسه هم قصهاي از روز جدايي ميخونيم
تو مصيبكشي اي دل ميدونم
ميون آتشي اي دل ميدونم
داري پرپر ميزني جون ميكني
اين رو از اشكهاي چشمت ميخونم
شبها وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم
واسه هم قصهاي از روز جدايي ميخونيم
ديگه دل طفلكي ديوونه شده
مثل من دربدر از خونه شده
نداره هيچو اين دل ميدونم
ديوونه همدم ديوونه شده
شبها وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم
واسه هم قصهاي از روز جدايي ميخونيم
شبها وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم
یاران
http://dariush-0-or-1.blogfa.com
http://dariushariya.blogfa.com
http://jashne-deltangi.blogfa.com
