تبليغاتX
جشن دلتنگی - فقر را مي‌پذيريم، چون چاره‌اي نداريم
مي‌شنوي.اين طپش طبل ماست.باش و ببين تا كه چه طوفان كنيم
سلام و درود بی پایان به یاران وفادار جشن دلتنگی و داریوش طلبان واقعی. این بار در مورد فقر و خط فقر می نویسم. واقعا تاسف برانگیزه. چه باید کرد؟


مرضیه مهدوی:
چند سال پيش در كانون اصلاح و تربيت، ‌وقتي از يك نوجوان ۱۳-۱۴ ساله خواستم قصه زندگيش را تعريف كند، دستش را زد زير چانه‌اش و خنده تلخي كرد و گفت: قصه‌ آدم‌هاي بدبخت مثل هم است.

همه‌اش از فقر شروع مي‌شود. قصه آدم‌هاي خوشبخت است كه هر كدامش يك جور است. آدم‌هاي خوشبخت هزار تا قصه دارند، اما آدم‌هاي بدبخت فقط يك قصه دارند. همه بدبخت‌اند.

و بعد، از فقر گفت. از فقر مادي كه براي گذر خوب است و نه براي ماندن. در فقر مادي است كه فرد در حال عبور از آن، رشد مي‌كند و خودش را بالامي‌كشد، به شرطي كه توي فقر گير نيفتد!

جالب است كه و مدت‌هاي طولاني است كه بحث بر سر خط فقر است و تعيين ميزان عدد رقمي براي خط فقر. در يك برنامه تلويزيوني هم چند وقت پيش، يك مسئول آگاه حرف جالبي زد و گفت بايد نگاهمان را تغيير بدهيم. فقر به معني گدايي كردن نيست. البته كه نيست.

اما ادامه فقر آيا فرد را به گدايي،فحشا و انواع متنوع بزهكاري نمي‌كشاند؟

وقتي در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه بنا به يك اظهار نظر غير رسمي دريافت حقوق پايين‌تر از ۷۸۰ هزار تومان در ماه به منزله زير خط فقر زندگي كردن است و آمار تقريبي اعلام شده در روزنامه‌ها حكايت از حدود ۱۲ ميليون نفري كه زير خط فقر زندگي مي‌كنند دارد، سؤال‌هايمان را از كدام مسئول بايد بپرسيم تا جوابي قانع‌كننده بشنويم؟

ديروز در مغازه‌اي، خانمي را ديدم كه پاركينسون داشت و اشك چشمش خشك نمي‌شد.همسرش را از دست داده بود، در منزلي كار مي‌كرد و خودش ساكن يكي از محله‌هاي حاشيه تهران بود. مي‌خواست دخترش را كه خواستگار هم داشت، شوهر بدهد، براي اينكه يك نانخور از سرش كم بشود.

اما گريه مي‌كرد كه براي مراسم ساده‌اي كه قرار بود فاميل خودش، دور هم جمع بشوند، حتي قادر به تهيه يك‌شام ساده هم نبود. نمي‌دانست از چه كسي كمك بخواهد؟ و نمي‌خواست دست به سوي هر كسي دراز كند.

مي‌خواست همچنان صورتش را با سيلي سرخ نگه دارد و اشك‌هايش را با چادر رنگ‌ورو‌رفته‌اش پاك و فقرش را پنهان و آبرويش را حفظ كند.

چند نفر از اين آدم‌ها را مي‌شناسيم؟ همه ما كه انصافاً آدم‌هاي دست‌به خيري هم هستيم، لااقل چندنفري از چنين آدم‌هايي كه اطرافمان پنهان‌‌اند را ديده‌ايم اما حتي سعي در شناسايي آنها نكرده‌ايم.

چون ما هم به حفظ حرمت و آبروي افراد علاقه داريم. خط فقر هم موضوع جالبي است. مثل نرخ همه اقلام مورد مصرف در زندگيمان روزبه‌روز بالاتر مي‌رود اما عدد حقوق‌مان تغيير چنداني نمي‌كند.

دلمان مي‌خواهد مقصر را بشناسيم. به همديگر پرخاش مي‌كنيم. همديگر را مقصر مي‌دانيم. غرغر هم مي‌كنيم اما، گذراست راه‌حلي نيست كه نيست. خسته مي‌شويم از هدر دادن انرژي، از حرف زدن و حتي اعتراض كردن و بعدتر از غرغر كردن و تسليم مي‌شويم.مي‌پذيريم.

چون چاره‌اي نمي‌بينيم. اگر نكنم چه كنم؟ اگر نخرم چگونه زندگي كنم؟ و به فقر كه چندش‌آورترين وجه زندگي براي تحقير شخصيت هر انساني است خو مي‌گيريم، عادت مي‌كنيم.

نفرت‌انگيزترين ويژگي زندگي عادت كردن است و ما عادت مي‌كنيم و اگر  نكنيم چه كنيم؟ تا كجا تا چه زمان دست و پا بزنيم كه در چنبره فقر، اسير نشويم و با هر دست و پا زدني، بيشتر در آن فرو مي‌رويم.

قاعدتاً فقر هم تعريفي دارد، اما تعريف زندگي زير خط فقر، تحقيري آشكار به شخصيت تمامي افرادي است كه شغل‌هاي مختلفي دارند و پايه حقوق آنها را وزارت كار تعيين مي‌كند. فقر را در شكل‌هاي متنوعي مي‌بينيم.

در خوراك، كه متأسفانه اشك‌آورترين وجه زندگي است، در پوشاك كه مصداقش روي آوردن به لباس‌هاي دست دوم خارجي و ايراني است. در بهداشت كه پودر گران شده فعلي و مواد شوينده، داستان خنده‌داري برايش تعرف كرده.

در پزشكي و بيماري كه قصه طولاني زجر روحي و درد جسمي را همه مي‌دانيم و بالاخره حق بيمه‌اي كه مي‌پردازيم وهر سال گران‌تر از سال قبل مي‌شود و اگر يك روز در پرداختش تأخير كنيم با قطع بيمه مواجهيم اما با پرداختش هيچ خدماتي دريافت نمي‌كنيم. در فرهنگ كه بهتر است راجع به آن كمتر بگوييم. در...

به فقر عادت مي‌كنيم و مي‌پذيريم. نه براي اينكه بپذيريم كه فقيريم. براي اينكه راه ‌چاره‌اي نداريم. واقعاً چاره‌اي براي فقرزدايي مي‌شود؟ چاره چيست؟

20 درصد مردم زير خط فقر

علي عسگري، معاون اقتصادي معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رئيس‌جمهور، اعلام كرده كه 20 درصد از مردم ايران زير خط فقرند.

او در نشستي با عنوان بررسي وضعيت اقتصادي كشور كه از سوي معاونت سياسي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها با حضور تشكل‌هاي دانشجويي برگزار شد گفته بود: طبق شاخص اقتصادي اعلام شده حدود 20 درصد جمعيت زير خط فقر هستند.به گفته او بيش از 60 درصد درآمد در اقتصاد دست 20 تا 30 درصد جمعيت است و بقيه درآمد دست افراد ديگر است.

 

ماموريت غيرممكن

با اين‌همه اظهار نظرهاي گوناگون با موضوع خط فقر به‌نظر مي‌رسد وزارت رفاه انجام ماموريتي غيرممكن را پيش گرفته است. وزير رفاه و تامين اجتماعي سال گذشته در پاسخ به پرسش‌هايي با موضوع خط فقر تلاش كرد  با دادن پاسخ‌هايي كوتاه و مبهم خبرنگاران را از سر خود باز كند.

به‌نظر مي‌رسد مصري سعي مي‌كرد تا گفت‌وگو درباره خط فقر را به نقطه كوري بكشاند تا پس از آن بتواند با بستن باب اين گفت‌وگو بحث را به فراموشي بسپارد.

او ابتدا اعلام خط فقر را كاري بيهوده خواند و با اصرار بر اين‌كه محاسبه شدن يا نشدن اين خط دردي را دوا نمي‌كند از موضعي بالا برخورد كرد.چندي پس از آن در پاسخ به اين پرسش تكراري با لبخندي گفت كه حالا شما فكر كنيد خط فقر همان عددي  است كه مي‌خواهيد و با كوتاه كردن بحث باز هم به دفاع پرداخت.

وزير اما گام‌هاي بعدي را اندكي سنجيده‌تر برداشت، او اين‌بار اعلام كرد كه در هيچ‌كجاي قانون به وزارت رفاه تكليف نشده تا خط فقر را اعلام كند.

امسال پس از‌ آن‌كه دولت تعيين و اعلام خط فقر را تا پايان ارديبهشت بر عهده دولت نهاد وزير رفاه اعلام كرد كه خط فقر را فقط به مسئولين اعلام خواهد كرد و پس از آن نيز اظهار نظر در اين‌باره را بر عهده مدير روابط عمومي‌اش كه سخنگوي وزارتخانه نيز هست واگذار كرد.با اين حساب به‌نظر مي‌رسد وزير رفاه انجام ماموريتي غيرممكن را بر عهده گرفته‌بود، ماموريت ايجاد بن‌بست خط فقر.

 

به امید حذف خط فقر و اختلاف طبقاتی

 

منابع:

بنیاد آینه

www.hamshahrionline.ir


یاران

http://dariush-0-or-1.blogfa.com

http://dariushzero.blogfa.com

http://dariushariya.blogfa.com

http://jashne-deltangi.blogfa.com

http://sale-sefr.blogfa.com

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 4:1  توسط سعید  |